تفحص

۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

زندگی من دو فصل دارد 

زمستان 

و فصلی که می آیی!


پی نوشت:

کی می آیی؟

تقویم نویسان باید اول بهار را مشخص کنند!




پ.ن2: السّلامُ علیک یا ربیعَ الاَنام و نضرة الایّام 

در عبارت«السلام علی ربیع الانام»که از زیارت نامه آن حضرت نقل شده، به امام زمان(عج)، ربیع انام اطلاق گردیده است. 
۱-یکی به معانی ، بهار است.
۲-معنای دیگر آن،باران بهاریست،که زمین را سرشار از نعمت و طراوت می سازد و گلها و گیاهان را زندگی نوین می دهد. 

بیا با هم به یک توافق برد_برد برسیم

تو تحریم را از خنده هایت بردار

من تمام گریه هایم را تعلیق می کنم....!

تابلو"نقاش را ثروتمند کرد

شعر شاعر"به چند زبان ترجمه شد

کارگردان"جایزه ها را درو کرد...

و هنوز سر همان چهارراه واکس میزند

کودکی که بهترین سوژه بود....!


وقتی آدمهای کوچک را 
برای خودمان بزرگ کردیم
هم انها به اشتباه می افتند
هم خودمان...!!!

لبخند زدن خیلی راحت تره
تا بخوای به همه
توضیح بدی چرا
حالت خوب نیست ...!!

سید مجتبی نواب صفوی یازدهم آذرماه 1332 راهی عراق شد؛ از آن‎جا به بیروت و سپس به فلسطین رفت، اجلاسی با عنوان «مؤتمر اسلامی» به میزبانی «جمعیت انقاذ فلسطین» و «مکتب الاسراء المعراج» در شب معراج پیامبر، کارش را آغاز کرد. نواب وقتی به‌ محل اجلاس در بیت‎المقدس رسید که این جمع مشغول مذاکره بودند.

این مسافرت 6 روزه نواب به بیت‎المقدس بازتاب گسترده‎ای در مطبوعات داشت، مطبوعات، هدف‎های این سفر را دعوت و تهییج سران کشورهای اسلامی اعلام کردند، در آن روزها روزنامه‎ها نوشتند: «نواب صفوی برای تشکیل جبهه متحد و مستحکم در برابر بیگانگان، اجرای احکام اسلام در سرزمین‎های اسلامی، دیدار با دولتمردان سوریه و ملاقات با علمای نجف به بیت‎المقدس سفر کرده است».

70 نفر از شخصیت‎های بزرگ جهان اسلام در این اجلاس حضور داشتند، در اولین جلسه «مؤتمر اسلامی»، نواب صفوی در حضور سران کشورهای اسلامی و اندیشمندان مسلمان سخنرانی کرد، نواب صفوی پشت تریبون این اجلاس قرار گرفت و سخنرانی تندی به زبان عربی کرد.

جلسه که تمام شد، نواب همراه 70 نفر از سران کشورهای اسلامی برای بازدید از منطقه‎های اشغال شده قدس به مرز بیت‎المقدس رفتند. کنار مرز، نواب مسجد مخروبه‎ای را دید که داخل بخش اشغالی بیت‎المقدس بود. روی تخته سنگی ایستاد و گفت: «آن مسجد مخروبه را می‎بینید، می‎خواهیم آنجا نماز بخوانیم، هر کس آماده شهادت است با ما همراه شود». سید راه افتاد و بقیه هم پشت سر او حرکت کردند، نواب با دستش سیم خاردارها را پایین کشید، سربازان اسراییلی دست به اسلحه بردند، آماده شلیک شدند و با حیرت نگاه می‎کردند، سران دنیای اسلام به سید جوان اقتدا کردند و نواب، قامت بست.

نواب صفوی کنار سیم‎ خاردارهایی که بین اردن و اسراییل کشیده شده بود، گفت: «این ننگ‎آور نیست که جز با اجازه اسراییل، ما مسلمانان نتوانیم قدم به خاک فلسطین بگذاریم؟»

«سوکارنو»، رییس‎جمهور وقت اندونزی، بعد از بازدید از نواب پرسید: «چرا این‎ کار را کردی؟ نزدیک بود همه را به کشتن دهی»! نواب گفت: «بردم تا شهیدتان کنم تا ملت‎های مسلمان با کشته شدن نمایندگان خود بیدار شوند».

امروز در انقلاب اسلامی ما دو روند بیشتر نداریم "امامت و امت"،"امامت و حزب الله"والسلام خط سومی نداریم.....!!!!
در این روند، در این قانون و در این چارچوب،باید اطاعت محض از دستورات ولایت سمبل فکری و عقیدتی و انسجام روحی و معنوی برای یک مومن و یک انسان حزب الله باشد.



پ.ن:سردار حاج ابراهیم همت